کارگری
کارگران شهرداری ایلام معوقات مزدی و بیمه ای دارند
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران شهرداری ایلام معوقات مزدی و بیمه ای دارند. بر اساس این گزارش، این کارگران با ابراز نارضایتی از وضعیت معیشتی خود اعلام کردند که سالهاست در شهرداری ایلام مشغول به کارند، اما از پرداخت به موقع دستمزد و مزایا محروم هستند. به گفته آنها، شش ماه دستمزد و ۱۰ ماه حق بیمه خود را دریافت نکرده اند. یکی از کارگران شهرداری اظهار داشت: “از ابتدای کار، همیشه حقوق خود را با چند ماه تأخیر دریافت کردهایم و اکنون دریافت حقوق به موقع برای ما به آرزویی دست نیافتنی تبدیل شده است.” کارگر دیگری در این خصوص افزود: “در شهرداری ایلام، برخی کارگران تحت قرارداد مستقیم با شهرداری و برخی دیگر زیر نظر پیمانکار فعالیت دارند، اما همه با مشکلات مشابهی در زمینه پرداخت دستمزد و بیمه مواجهاند.” لازم به ذکر است؛ این کارگران روز گذشته، ۲۱ آذر ماه، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالبتشان، در مقابل ساختمان شهرداری ایلام تجمع کرده بودند. این کارگران اشاره کردند که در گذشته نیز چندین تجمع صنفی برگزار کردهاند، اما وعدههای مسئولان برای پیگیری مشکلات، تاکنون محقق نشده است.
بلاتکلیفی ۲۶ ماهه ۶۰کارگرشرکت «قطار رعد تبریز» برای بازگشت به کار
یک منبع کارگری در راه آهن تهران گفت: کارفرمای شرکت قطارهای مسافر بری رعد تبریز برای رهایی از حدود ۶۰ کارگر که به صورت مهماندار، سرمهماندار، آشپز و خدمات سیر در خطوط ریلی تهران تبریز وبالعکس مشغول کارند، اقدام به تعدیل این تعداد کارگر به بهانه عدم نیاز کرده است، که در نهایت کارگران ناچار شدند با طرح شکایت در اداره کارشهر ری تهران برای بازگشت به کار خود اقدام کنند. این کارگر درباره نتایج شکایت به اداره کار گفت: با وجود آنکه اداره کار در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۲برای کارگران تعدیلی حکم بازگشت به کار صادر کرده اما کارفرما در مقابل این حکم مقاومت میکند و اجازه ادامه کار را به آنها نمیدهد به همین دلیل پرونده به مراجع قضایی واگذار شد. کارگر بیکار شده شرکت قطارمسافربری رعد تبریز در ادامه تصریح کرد: با وجود آنکه در این دو سال، چندین بار حکم بازگشت بکار از هیات تشخص وحل اختلاف صادر شده است اما هر بار کارفرما با اعتراض به ارای صادره رسیدگی به پرونده کارگران را به تاخیر انداخته و کند میکند. در عین حال متاسفانه در آخرین پی گیریهای اعتراضی کارفرما هیات تجدید نظر دیوان عدالت اداری در تاریخ ۲۶ آبان سال جاری (۱۴۰۳) حکم به رد ادعای کارگران داده وسایر آرای بحق کارگران در این رای نقض شده است. وی با اشاره به سوابق ۱۵ تا ۲۰ساله خود و همکارانش، مطالبات معوقه کارگران را از بدو شروع به کار شامل سنوات پایان کار، عیدی، حق مرخصیها و سایر مزایای پرداخت نشده ذکر کرد و با اشاره به دو سال و دو ماه بیکاری و تبعاعدم دریافت حقوق، مطالبات حقوقی هر یک از کارگران را بین ۳۰۰ تا۴۰۰ میلیون تومان عنوان کرد. این کارگر در بخش دیگری از سخنان خود به مشکلات بیمهای کارگران تعدیلی شرکت قطارهای مسافر بری رعد تبریز پرداخت و گفت: همزمان با پرداخت نشدن حقوق از مهر ماه سال ۱۴۰۱، بیمه کارگران به تامین اجتماعی نیز پرداخت نشده است و اعتباردرمانی کارگران و خانوادههایشان تقریبا از دو سال پیش فاقد اعتبار شده است. او با بیان اینکه کارفرمای شرکت قطارهای مسافر بری رعد تبریز دلیل قانع کنندهای برای بیکاری این کارگران نداشت، افزود: چند سال است که کارفرمای شرکت قطارهای مسافر بری رعد تبریز به بهانه برخی مشکلات ناشی از خرابی تعدادی از واگنهای سیر، از پذیرفتن کارگران با سابقه خود که تعدادی در آستانه بازنشستگیاند خوداری میکند. او گفت: مهر ماه سال ۱۴۰۱ شرکت راه آهن به واگنهای شرکت رعد تبریز ایراداتی گرفت که در نهایت قرار شد این واگنها تا مهر ماه ۱۴۰۱ تعمیر شوند اما این شرکت بدون توجه به اخطارهای صادر شده شرکت راه آهن بجای تعمیر واگنها به بهانههای مختلف از جمله تحریمهای اقتصادی اقدام به تعطیلی کارگاه واخراج کارگران کرد. به گفته وی، با طولانی شدن روند رسیدگی به مطالبات کارگران تعدیلی که در نتیجه بیتوجهای کارفرما وسایر مسئولان نهاد رسیدگی حاصل شده است، حدودا ده نفر از ۶۰ کارگر تعدیلی با دریافت حداقل یک سوم مطالبات خود از ادامه پیگیری انصراف دادهاند. او با اشاره به اینکه او و همکارانش طی این مدت طولانی توان تامین مایحتاج خود وخانوادههایشان را نداشته اند، افزود: کارگران در ایام بیکاری بارها بدنبال کار در واحدهای خدماتی وصنعتی محل اقامت خود گشتهاند اما به دلیل افزایش سن شغلی برایشان وجود نداشت در نتیجه فقط تعداد محدودی با انجام کارهای نظیر دستفروشی، مسافرکشی و نگهبانی واحدهای تولیدی و مسکونی؛ معیشت خود را تامین میکنند اما مابقی هنوز نتوانستهاند برای خود شغلی پیدا کنند. وی در ادامه سخنان خود گفت: بعد از تحمل ۲۶ ماه بیپولی در نتیجه اخراج اجباری کارفرما، هنوز مقرری بیمه بیکاری کارگران به دلیل معوقات بیمهای کارفرما به تامین اجتماعی برقرار نشده است. آنها نگرانند این وضعیت ادامهدار شود. این کارگر در خاتمه تاکید کرد: آنچه کارگران از مسئولان میخواهند حفظ شغل و دریافت مطالباتشان است، اما بعضا مسئولان بجای حمایت از ۶۰ کارگر باسابقه که معاششان تهدید شده، از کارفرمایی حمایت میکنند که از قانون تبعیت نمیکنند و مانع بازگشت بکارشان میشود.
زنان
ما، تنهای نافرمان
من و انقلاب هم زمان زاییده شدیم، از یک نقطه آغاز شدیم! تاریخ یکسانی را از سر گذراندیم اما او رو به گذشته دارد چیزی را درگذشته جستجو میکند و من از گذشته بریدهام و به سوی آینده میروم، آنچه که این فرزند گذشته نمیخواهد بفهمد، در هر لحظه از زندگی من و در هر تصمیم و تجربهام انعکاس دارد! این را میدانم که باوری به حجاب ندارم. خوب یادم است کی تصمیم گرفتم چادر از سر بردارم و چه حسی داشتم. کی و در کدام خیابان روسری از سر برداشتم و چه حسی داشتم. یک شبه هم رخ نداد که یکباره کنار گذاشته شود، ساده هم نبود عمر بیباوری من حداقل به اندازه نصف عمر ما، من و انقلاب، است. مثل بسیاری از زنهای دیگر تصویب قانون حجاب و عفاف خشم مرا هم برانگیخت و وقتی این ۷۴ ماده را که در پستوی انقلاب نوشته شد میخواندم، ذهنم دائم میان تجربیات، چالشها و خاطراتم در گذر به این بدن ناباور به بند حجاب سرگردان بود. خوب میدانم که بدن ناباور من، بدن زن، چگونه از طریق حضور، گفتار و تعامل با دیگران هویت و آزادی خود را آشکار ساخته و چگونه با سرپیچی از قوانینی که نه آزاد بود در قانونگذاریشان و نه در تغییرش آزادی داشت، مرزها را جابجا کرد و معناها را بازآفرید. برای من روشن است که از کجا و چگونه کنکاش در معنای حجاب میان سطور تفسیرهای مردان دین و زنان اندیشمند و تجربه روزانهام آغاز شد و در من چه تغییری رقم زد و چگونه راهم را از انقلاب جدا کرد. خوب میفهمم که این قانون چگونه تلاش میکند بدن من، بدن زنانه، را از یک موجود زیستی به عرصهای ایدئولوژیک تبدیل کند؛ قدرتش را به رخم بکشد و مرا ناچار کند که بپذیرم که برای حضور در فضای عمومی چه چیز را برایم مجاز میداند و کدام الزامات در پوشش را برای من تشخیص میدهد. برایم روشن است که چرا میخواهد بدن ما زنان را از فضای عمومی حذف کند یا ما را مجبور به پذیرش قواعدی کند که هویت فردی و آزادی سیاسیمان را نادیده میگیرد. من این نوع محدودیت را زندگی کردم و میفهمم که این قانون نه تنها آزادی فردیام را نشانه رفته بلکه حق من از فضای عمومی بهعنوان عرصهای برای تعامل آزادانه را نیز در چنبره خود میخواهد. بدن من، بدن زنان، باعث بالیدن آزادی، خلاقیت و مشارکت سیاسی در عرصه فضای عمومی شده است و قانون حجاب اما میخواد این مرز را مخدوش و آن را به موضوع نظارت و کنترل ایدئولوژیک تبدیل کند و مرا از آنجایی که قرار است در آن مهمترین فعالیت انسانی یعنی آزاد زیستن آشکار شود، حذف کند. نیت آنکه این قانون را در پستو نوشت روشن است. قرار است با تحمیل این قانون و با یکسانسازی اجباری فردیتمان را سرکوب کند و امکان عمل سیاسی آزادانه را از ما سلب کند. میخواهد از کنترل بدنها و ذهنها برای تثبیت قدرت خود استفاده کند. اما بدن من، بدن زنان ایرانی، سالهاست که به عرصه مبارزه و حتی به ابزاری برای مقاومت سیاسی تبدیل شده است. این یک حقیقت است، زنان ایرانی با سرپیچی از قانون حجاب، بدن خود را به ابزاری برای مقاومت بدل کردهاند. ما با ظاهر شدن در خیابانها، دانشگاهها و هر مکان عمومی بدون حجاب، پیام روشنی از نافرمانی سیاسی ارسال کردیم و میکنیم. ما این باور را زندگی کردیم که قدرت واقعی از کنش جمعی ما ناشی میشود، نه از اجبار و سرکوب. مبارزه ما نشان خواهد داد که بدن ما زنان ایرانی چگونه عرصهای برای دفاع از آزادی و مقاومت در برابر سرکوب است. حضور جمعی زنان بدون رعایت حجاب اجباری، بدنهای آنان را به نمادی از مقاومت و اعتراض جمعی تبدیل میکند که همان تجلی جوهره آزادی است.
بیانیه وکلای کرمانشاه: تصویب قانون حجاب، تهدیدی برای امنیت اجتماعی و قضایی
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۱۱۰ تن از وکلای دادگستری استان کرمانشاه تصویب قانون موسوم به "حجاب و عفاف" را محکوم کردند. متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار هرانا قرار گرفته است، عینا در ادامه می آید:
"تصویب قانونِ موسوم به «حجاب و عفاف» از سوی مجلس شورای اسلامی که برآیندِ اراده یک جریان خاص است، جامعه را در التهاب بیسابقهای فرو برده و نگاه اقشار مختلف مردم را به سوی حقوقدانان کشور معطوف کرده است. درحالیکه فلسفهٔ وضع قوانین، قاعدهمند شدن روابط اجتماعی و تنظیم رفتارهای مردم است، در اینجا به ابزاری برای تنش، اضطراب و نگرانی جامعه تبدیل شده است. فارغ از ناپختگیهای مشهود در عرف قانوننویسی و تعارض با اصول ماهوی قانونگذاری و تبعات خطرناک سیاسی، اجتماعی و امنیتی این قانون، تعرض به نظام حقوقی کشور، چالش عمده قانون حجاب و عفاف است. باید گفت فلسفه تقنینیِ تکلیفِ حجاب اجباری در منابع فقهی و شرعی، مستندِ منجز و واحدی را بهدست نمیدهد. تبدیل کردن موضوعی به قانون درحالیکه نگاهِ نهادِ مرجعیت نسبت به آن، همسو و همنظر نیست، عملاً پشتوانه فقهی و شرعی آن را متزلزل و الزامآور بودن مقرره مزبور را مخدوش میسازد. عمده مقررات وضع شده در قانون حجاب و عفاف ناقض اصول قانون اساسی و قواعد مسلم حقوق کیفری است. بخشی از مواد آن در تعارض جدی با اصل شخصی بودن مجازاتها و قوانین کیفری است. مقررات قانون جرائم رایانهای که تصویربرداری از اشخاص را ممنوع میداند، نقض و اصل ۲۵ قانون اساسی را بیاثر میسازد، با کلیت منشور حقوق شهروندی و سند امنیت قضایی همخوانی نداشته، برای کودکان ۹ ساله مسؤولیت کیفری ایجاد کرده و در برخی موارد بیحجابی را با "اِفساد فیالارض" خلط و آن را در حدود اسلامی داخل نموده است، از همه مهمتر در تعارض آشکار با اصل ۸ قانون اساسی، جوازِ امر به معروف را که یک امر حاکمیتی است به اتباع بیگانه تفویض نموده که بدعتی خطرناک و تنشآفرین محسوب میشود. شرایط سیاسی و اجتماعی کشور پذیرای اجرای چنین قانونی نیست، در حالیکه منطقه خاورمیانه دچار بحرانهای فزاینده سیاسی و امنیتی است و فضای سیاسی کشور نیازمند وفاق و انسجام ملی است، تصویب چنین قانونی که مردم را در مقابل حاکمیت سیاسی مینشاند تا حدودی مشکوک و غیرمتعارف به نظر میآید، از همه مهمتر، بیهنریِ قانوننویسان کشور است که با وضع این قانون، اکثریت مردم را در شمولِ «مجرمان بالفعل» قرار داده و امنیت قضایی مردم را به اضمحلال کشاندهاند. ما امضاءکنندگان ذیل، جمعی از وکلای دادگستری استان کرمانشاه ضمن ابراز نگرانی شدید از وضع این قانون و تبعات گریزناپذیر سیاسی، اجتماعی و امنیتی آن، از ریاست محترم جمهوری و رییس قوهٔ مقننه تقاضا داریم از ابلاغ این قانون خودداری تا در نهادهای ذیربط در جهتِ عدمِ اجرا، مورد بازنگری اساسی قرار گیرد. اسامی امضا کنندگان این بیانیه در پی میآید:
۱. اردشیر محمدی، ۲. محمد کریمی، ۳. مریم انصاریپور، ۴. جلال اسماعیلی، ۵. سمیرا کاظمی، ۶. شهاب تجری، ۷. جمشید عزیزی، ۸. شهین محمدی، ۹. مونا عبدی، ۱۰. محمدرسول خزاعی، ۱۱. نگار زنگنه، ۱۲. رضا نادری، ۱۳. پاکزاد محمودی، ۱۴. آرش امیری، ۱۵. سعید تیموری، ۱۶. مریم فلاحی، ۱۷. نجمه شاهآبادی، ۱۸. حشمتاله شهبازبیگی، ۱۹. حجتاله شهبازبیگی، ۲۰. وحید محمدی، ۲۱. نرگس محبی، ۲۲. یزدان گلمحمدی، ۲۳. مریم خسرویمقدم، ۲۴. فاطمه سیاهکمری، ۲۵. بصیر محمدنیا، ۲۶. حسنا رستمی، ۲۷. نگین غلامی، ۲۸. مسعود اولیاییفرد، ۲۹. بیژن رستمی، ۳۰. سعید کتابی، ۳۱. فرهاد احمدیان، ۳۲. هادی اسدیان، ۳۳. شهرام حاتمی، ۳۴. مسعود زنگنه، ۳۵. محمد رجبی، ۳۶. مژگان جواهری، ۳۷. غلامرضا جمور، ۳۸. علی شیخی، ۳۹. اسماعیل ایزدی، ۴۰. سعید کرمی، ۴۱. سیدمحمد اکبری، ۴۲. نسیم محمدی، ۴۳. یزدان جعفری، ۴۴. مهدی الماسی، ۴۵. فاطمه پارسااصل، ۴۶. مریم نوری، ۴۷. زهرا خانیاحمدوندی، ۴۸. حمیدرضا پیروزینژاد، ۴۹. میترا نوری، ۵۰. شکیبا رضایی، ۵۱. شکوفه مرادی، ۵۲. علی احمدی، ۵۳. ناهید حسینی، ۵۴. عبدالرضا رضایی، ۵۵. صبا شهبازی، ۵۶. حسین مرادقلی، ۵۷. سروه مرادی، ۵۸. محمد گیلآبادی، ۵۹. مریم خانیاحمدوندی، ۶۰. مهتاب همتی، ۶۱. ستاره فتاحی، ۶۲. اشکان محسننژاد، ۶۳. سمیه علاییفر، ۶۴. مجید علیخانی، ۶۵. علیمحمد رجبی، ۶۶. شاپور نیکاندام، ۶۷. حامد بادفر، ۶۸. احمد کرمی، ۶۹. پروین کرمالهی، ۷۰. افشین نوحی، ۷۱. افشین سهرابی، ۷۲. هادی فرجی، ۷۳. عیسی کریمی، ۷۴. نادیا قنبری، ۷۵. معین اسدی، ۷۶. حسن آذرکیان، ۷۷. حدیث منتی، ۷۸. زهرا موسوی، ۷۹. زهرا نریمانی، ۸۰. هاشم نوری، ۸۱. سارا مشکین، ۸۲. سعیده طاهری، ۸۳. میثم فلاحی، ۸۴. وحید خسروی، ۸۵. نسرین هاشمیزاده، ۸۶. مریم کرمویسی، ۸۷. نسیم حسینی، ۸۸. پریسا خاوند، ۸۹. محمدعلی اثناعشری، ۹۰. رامین لطفی، ۹۱. محدثه شفیعی، ۹۲. فاطمه مولائی، ۹۳. کیوان حیدری، ۹۴. مریم غلامی، ۹۵. آذر کیانیآذین، ۹۶. حسین امجدیان، ۹۷. ساحل طهماسبی، ۹۸. سما طهماسبی، ۹۹. فرشته پناهی، ۱۰۰. فرزاد کاکائی، ۱۰۱. نیلوفر فخری، ۱۰۲. هادی نوری، ۱۰۳. ایوب بابایی، ۱۰۴. بهروز رستمی، ۱۰۵. آرزو محمودی، ۱۰۶. مهلا محمدی، ۱۰۷. هدایت خانیزاده، ۱۰۸. پریسا احمدی، ۱۰۹. نادیا ایزدی، ۱۱۰. میلاد عالیبیگی".
اجرای بدون حجاب پرستو احمدی، قوهٔ قضائیه اعلام جرم کرد
قوه قضائیه جمهوری اسلامی به فاصلهٔ کوتاهی پس از پخش اجرای بدون حجاب اجباری پرستو احمدی، خواننده، که در یک کاروانسرا در ایران انجام شده بود، علیه او و سایر عوامل این اجرا اعلام جرم کرد. حساب کاربری خبرگزاری میزان، ارگان رسمی قوهٔ قضائیه ایران در شبکه ایکس، این اقدام را «غیرقانونی» خوانده و از تشکیل پرونده قضایی علیه خواننده و عوامل تهیه آن خبر داد. در این خبر همچنین بدون اشاره به جزئیات، به «برخورد مقتضی» با این هنرمندان اشاره شده است. این خبر پس از آن منتشر میشود که اجرای بدون حجاب اجباری پرستو احمدی، خوانندهٔ زن، که در یکی از کاروانسراهای ایران برگزار و از یوتیوب او پخش شد، در شبکههای اجتماعی بهطور گسترده مورد توجه قرار گرفت. این اجرا در ادامهٔ مخالفتهای علنی شمار زیادی از زنان ایرنی با حجاب اجباری حکومتی ارزیابی شده که اگرچه سالها است فعالان حقوق زنان در ایران برای آن تلاش میکنند، اما بعد از اعتراضان «زن، زندگی، آزادی» در ایران همهگیر شده است. این خواننده دربارهٔ اجرای خود نوشته است که «من، پرستو، دختری که میخواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم. این حقی است که نمیتوانستم از آن چشم بپوشم، خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم». او که در این اجرا نقشهٔ ایران را بهعنوان آویز گردنبند خود بر گردن داشت، در ادامه افزوده است که «اینجا، در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکهای که تاریخ و اسطورههای ما به هم پیوند میخورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنوید و خیال کنید، این وطن زیبا را… ». در این اجرا، احسان بیرقدار، سهیل فقیه نصیری، امین طاهری و امیر علی پیرنیا نیز بهعنوان مردان نوازنده، این هنرمند را همراهی میکنند. پیش از این و در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ که پس از جانباختن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد، آهنگ «از خون جوانان وطن» با اجرای پرستو احمدی در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای داشت. برای خانم احمدی به همین دلیل، یک پروندهٔ قضایی تشکیل شده بود. اجرای بدون حجاب پرستو احمدی از آن رو مورد توجه ویژه قرار گرفته که پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی، خوانندگی زنان ولو با حجاب اجباری در مجامع عمومی و بهجز مقابل همجنسان خود در ایران، ممنوع بوده و آوازخوانی و تکخوانی آنها از رادیو یا تلویزیون پخش نمیشود. در سالهای گذشته هم بارها با زنانی که در خیابانها و در ملأعام اقدام به خوانندگی کردهاند، برخورد قضایی شده و گزارشهای متعددی نیز از لغو کنسرتها، رویدادهای فرهنگی و همایشها به دلیل حضور زنان بهعنوان خواننده، همخوان و نوازنده منتشر شده است. اجرای بدون حجاب اجباری پرستو احمدی با تحسین گستردهای در فضای مجازی مواجه شده و بسیاری بهطور خاص، دربارهٔ «شجاعت» این زن هنرمند و همهٔ عوامل هنری و فنی که او را در این اقدام همراهی کردند، نوشتهاند. کاربران زیادی با عبارتهایی نظیر زنی که «ایستاده» خواند و «در پستوی خانه نهان نماند»، او را ستایش کرده و حسرت خوردهاند که در این کنسرت حضور نداشتند. بسیاری نیز خوانندگی بدون حجاب پرستو احمدی را یکی دیگز ار نمادهای از مبارزهٔ تاریخی زنان ایران علیه «آپارتاید جنسیتی» توصیف کردهاند. برخی اقدام او را با خوانندگی قمرالملوک وزیری نخستین خواننده زن در تاریخ ایران که بدون حجاب روی صحنه رفت، مقایسه کردهاند و نوشتهاند که او «شجاعت روی صحنه رفتن در این زمانه را به جان خرید»، هرچند پیشتر نیز برخی خوانندگان زن دیگر نیز اجراهای بدون حجاب اجباری خود را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده بودند. شماری از کاربران نیز اهمیت اقدام این خوانندهٔ زن را با اقدام ویدا موحد، زن جوانی که در دی ماه ۱۳۹۶ برای اولینبار بدون حجاب اجباری بر روی یک سکوی برق در یکی از شلوغترین نقاط خیابان انقلاب تهران ایستاد مقایسه کرده و نوشتهاند این اقدام شجاعانه، همچون «فروپاشی دیوار برلین»، تاریخساز و تأثیرگذار خواهد بود. اقدام ویدا موحد بدون هیچ پوششی بر سر و در حالی که روسری سفیدرنگی را بر سر چوب در دست گرفته بود، زمینهساز حرکتی علنی زنانی در مخالفت با حجاب اجباری شد که به «دختران خیابان انقلاب» مشهور شدند که همهٔ آنها با برخوردهای پلیسی و قضایی روبرو شدند. حسین رونقی، فعال سیاسی، پرستو احمدی، را «تصویرگر «زن، زندگی، آزادی» در دل سرکوب و سانسور» نامیده و دربارهٔ کنسرت بدون حجاب اجباری او نوشته است: کنسرتی که زیبایی آزادی و اراده زنانی که دههها تحت فشار و سرکوب حکومت بودهاند را برای عموم به صورت واقعی به تصویر میکشد. او تصویری زیبا از ایران آینده به ما نشان میدهد؛ سرزمینی که در آن زنان آزاد هستند، صدای زن ممنوع نیست و محدودیتی برای آنها وجود ندارد. داریوش زند، فعال حقوق بشر، دربارهٔ «فرضیبودن» این کنسرت، در شبکه ایکس نوشته است: «کنسرتی که در وسط ایران، زنی با موهای باز و لباس دلخواهش "از خون جوانان وطن" را میخواند، اتفاقاً اولین "کنسرت واقعی" در ۴۵ سال اخیر این وطن زیبا است». داریوش محمدپور، استاد دانشگاه مقیم لندن، هم در این زمینه نوشته است: «چیزی در میان ملت ما هست که حتی بدون اینکه ریشهٔ خودکامه را از بیخ بکنند، خودکامه را آرامآرام در خود هضم میکنند. یک نمونهاش همین کار پرستو احمدی. حیرتآور است واقعاً. آن همه خدم و حشم و عرض و طول آن مجلس رسوا نتوانست به قدر سر سوزنی حریف این زن شود». شمار زیادی از کاربران نوشتهاند پرستو احمدی با آنکه یکبار با برخورد قضایی مواجه شده و او و گروه همکارش، از مخاطرات احتمالی این اقدام به خوبی آگاه بودند، باز شجاعانه و آگاهانه، راه مبارزه برای احقاق حقوق زنان در ایران را ادامه دادند و همین، تحسینبرانگیز است.
ستم ملی
چند تن توسط اطلاعات سپاه در قزوین بازداشت شدند
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم، چند تن توسط اطلاعات سپاه استان قزوین بازداشت شدند. روابط عمومی سپاه استان قزوین در این خصوص اعلام کرد: طی اقدامات اطلاعاتی نیروهای سازمان اطلاعات سپاه “صاحبالامر” این استان، یک شبکه وابسته به “جریانات معاند و ضد انقلاب که با ایجاد گروههایی در حال فعالیت تخریبی علیه امنیت ملی بودند”، در قزوین شناسایی شد. در اطلاعیه این نهاد امنیتی با اشاره به اینکه این اقدام با همکاری اطلاعات سپاه اصفهان صورت گرفته، آمده است: “این شبکه که اقدام به انتشار اخبار کذب بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران کرده بود، وابسته به گروههای سلطنتطلب بود و در چند استان کشور فعالیت میکرد، تحت رصد اطلاعاتی قرار گرفت که با کسب دستور قضایی، اعضای این شبکه دستگیر و تحویل مراجع قضایی شدند.” در این گزارش به تعداد، هویت و محل نگهداری شهروندان بازداشتشده، اشارهای نشده است.
گزارشگران بدون مرز: در سال جاری ۵۴ روزنامهنگار در جهان کشته شدهاند
سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش سالانهٔ جدید خود خبر داده است که دستکم ۵۴ روزنامهنگار در سراسر جهان به دلیل فعالیتهای خود کشته شدهاند. بر این اساس در مقایسه با سال گذشته تعداد روزنامهنگاران کشته شده ۹ نفر، یعنی ۱۰ درصد، افزایش داشته است. این سازمان پنجشنبه ۲۲ آذر با بیان اینکه بیش از نیمی از خبرنگاران در مناطق جنگی کشته شدهاند، اعلام کرد نوار غزه با ۱۶ کشته، حدود ۳۰ درصد، همچنان خطرناکترین مکان برای روزنامهنگاران است. بر اساس این گزارش پس از غزه، دیگر کشورهای آسیایی دومین منطقهٔ خطرناک برای فعالیت روزنامهنگاران در سال جاری میلادی بودهاند؛ در این سال در پاکستان هفت روزنامهنگار و در اعتراضات بنگلادش پنج روزنامهنگار کشته شدند. در این گزارش با اشاره به افزایش بیش از هفت درصدی روزنامهنگاران بازداشت شده در سال ۲۰۲۴ آمده، اسرائیل با بازداشت ۱۷ روزنامهنگار جدید و روسیه با بازداشت هشت روزنامهنگار عامل اصلی افزایش این آمار هستند. بر این اساس اسرائیل از آغاز جنگ غزه در مهر سال گذشته به میزان قابل توجهی تعداد روزنامهنگاران بازداشت شده را افزایش داده و به سومین زندان بزرگ روزنامهنگاران تبدیل شده است. سازمان گزارشگران حقوق بشر نوشت چین با ۱۲۴ روزنامهنگار، میانمار با ۶۱، اسرائیل با ۴۱ و بلاروس با ۴۰ روزنامهنگار، تقریباً نیمی از روزنامهنگاران زندانی در سرتاسر جهان را به خود اختصاص دادهاند. این سازمان پیش از این تأکید کرده بود که نبودن نام برخی کشورها ازجمله ایران و ترکیه در بین زندانهای بزرگ روزنامهنگاران در دنیا بهمعنای وضعیت مناسبتر آنها نیست. این سازمان همچنین نوشت هماکنون ۵۵ روزنامهنگار در سراسر جهان گروگان گرفته شدهاند که ۷۰ درصد آنها در سوریه نگهداری میشوند. همچنین نزدیک به ۱۰۰ خبرنگار در ۳۴ کشور جهان مفقود شدهاند که بیش از یک چهارم آنها طی ۱۰ سال گذشته ناپدید شدهاند. مکزیک همچنان با داشتن بیشترین تعداد خبرنگاران ناپدید شده در جهان، بیش از ۳۰ درصد این موارد را به خود اختصاص داده است. گزارشگران بدون مرز با اشاره به افزایش خشونت اعلام کرد اغلب این خشونتها توسط دولتها و گروههای مسلح با مصونیت کامل انجام میشود. این سازمان همچنین خواستار اقدام فوری برای محافظت از خبرنگاران و جلوگیری از هدف قرار گرفتن آنها شد.
ایران و جهان
نتانیاهو: دهها میلیارد دلار پول «دزدیده شده از مردم ایران» دود شد
نخست وزیر اسرائیل، با اشاره به حملات سنگین این کشور به حماس و حزبالله و سقوط بشار اسد در سوریه، گفت «دهها میلیارد دلار از پول دزدیده شده از مردم ایران دود شد». بنیامین نتانیاهو روز پنجشنبه ۲۲ آذر در یک پیام ویدئویی خطاب به مردم ایران که در شبکه ایکس منتشر شد، گفت: «جمهوری اسلامی ۳۰ میلیارد دلار برای بشار اسد، میلیاردها دلار برای حماس و ۲۰ میلیارد دلار برای حزبالله هزینه کرد و همهٔ این منابع مالی مردم ایران دود شد.» علاوه بر اسرائیل، آمریکا و اتحادیهٔ اروپا نیز گروه افراطی حماس را یک سازمان تروریستی میدانند. ایالات متحده حزبالله را نیز یک سازمان تروریستی میداند، اما اتحادیه اروپا شاخهٔ نظامی آن را در فهرست سیاه قرار داده و حزب سیاسی آن را تروریستی نمیداند. نخست وزیر اسرائیل در بخش دیگری از پیام جدید خود خطاب به مردم ایران، با اشاره به ضربات اسرائیل به جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش، گفت «رویدادهای تاریخی که امروز شاهد آن هستیم، یک واکنش زنجیرهای هستند که میتواند کل خاورمیانه را دگرگون کند». پیشتر دو نماینده سابق مجلس در ایران نیز هشدار داده بودند که با سقوط بشار اسد ۳۰ میلیارد دلار از بدهی رژیم سوریه به ایران از بین رفته است. همچنین یک سند «سری» منتسب به نهاد ریاست جمهوری ایران در مرداد پارسال به فضای مجازی درز کرد که نشان میداد از ۵۰ میلیارد دلار پولی که برآورد شده حکومت ایران در جنگ داخلی سوریه هزینه کرده است، تنها تکلیف بازپرداخت حدود ۱۸ میلیارد دلار مشخص شده است. رادیو فردا مستقلاً این اطلاعات را تأیید نمیکند. نتانیاهو همچنین با تأکید بر اینکه اسرائیل «تنها به دنبال دفاع از کشور خود» است، ادعا کرد در این روند، «از تمدن در برابر بربریت» دفاع میکند و افزود: «مردم ایران صلح میخواهند، اما شما زیر سلطه رژیمی هستید که شما را سرکوب و ما را تهدید میکند». جمهوری اسلامی ایران طی دهههای گذشته همواره حامی مالی و تسلیحاتی حماس، حزبالله، حکومت بشار اسد و دیگر گروههای نیابتی خود در عراق، یمن و مناطق دیگر بوده است. از زمان حملهٔ حماس به اسرائیل در نیمه مهر ماه پارسال، اسرائیل غزه و لبنان را هدف حملات سهمگین قرار داده و علاوه بر کشتن بیش از چهل هزار نفر در نوار غزه طی ۱۴ ماه، رهبران ارشد حماس و حزبالله را هم کشته است. در طول این جنگ، ایران همچنین دو حملهٔ مستقیم علیه اسرائیل با استفاده از صدها پهپاد انتحاری و موشک انجام داده که اسرائیل نیز در واکنش به آن، برخی تأسیسات نظامی و پدافندی جمهوری اسلامی را مورد هدف قرار داده و بنابر گزارشها، پدافند هوایی ایران را «بلااستفاده کرده است». نتانیاهو در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به مردم ایران گفت ما خواهان صلح هستیم و من شک ندارم که مردم ایران نیز این را میدانند و خواهان صلح با ما هستند، «اما شما تحت سلطه رژیمی هستید که ما را تهدید میکند». اسرائیل خود نیز از سوی نهادها و سازمانهای حقوق بشری بینالمللی ازجمله سازمان عفو بینالملل، متهم به «نسلکشی» علیه فلسطینیان در نوار غزه است. اسرائیل این اتهام را بارها رد و تأکید کرده که قصدی برای از بین بردن نسل فلسطینیان ندارد. بنیامین نتانیاهو در بخش پایانی سخنان خود خطاب به مردم ایران به زبان فارسی شعار «زن، زندگی، آزادی» را تکرار کرد و گفت «این آیندهٔ ایران و آیندهٔ صلح است».
ترامپ درباره احتمال جنگ با ایران: هر چیزی ممکن است
دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب ایالات متحده، در مصاحبهای با مجله تایم که او را بهعنوان شخصیت سال برگزیده، گفت که احتمال وقوع یک درگیری نظامی گسترده بین آمریکا و ایران منتفی نیست. او روز پنجشنبه ۲۲ آذر در پاسخ به این پرسش که «احتمال جنگ تمامعیار با ایران چهقدر است»، به تایم گفت: «هر چیزی ممکن است. هر چیزی ممکن است. اوضاع بسیار ناپایدار است.» ترامپ در این مصاحبه افزود که «میدانید، وقتی من در دوران ریاست جمهوریام را ترک کردم، ما ایرانی داشتیم که خیلی تهدید کننده نبود. آنها پولی نداشتند. به حماس پول نمیدادند. به حزبالله پول نمیدادند. » او سپس در پاسخ به این سوال «تایم» که «میتوانم بپرسم، آیا ایلان ماسک به درخواست شما با ایرانیها دیدار کرد؟» گفت: «من نمیدانم که او با آنها دیدار کرده باشد.» او در ادامه در واکنش به این سوال که «گزارش شده که او با ایرانیها دیدار کرده است»، نیز گفت که «من نمیدانم. او این را به من نگفته است.» روزنامهٔ نیویورک تایمز روز ۲۴ آبان به نقل از منابع خود گزارش داده بود که ایلان ماسک، کارآفرین سرشناس و مشاور ارشد رئیس جمهور منتخب آمریکا، با امیرسعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، دیدار و گفتگو کرده است، اما ایران این گزارش را رد کرده است. به گفته دولت آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیش از این برای ترور دونالد ترامپ تلاش کرده است؛ ادعایی که ایران آن را تکذیب کرده است. دونالد ترامپ پیشتر در این خصوص ایران را تهدید کرده است. در اولین دوره ریاست جمهوریاش، در سال ۲۰۲۰، ترامپ دستور یک حمله هوایی را صادر کرد که منجر به کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای برون مرزی سپاه پاسداران شد. ترامپ همچنین در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای که توسط باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ امضا شده بود، خارج شد و تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران را که در چارچوب این توافق کاهش یافته بود، مجدداً اعمال کرد. این توافق، توانایی ایران برای غنی سازی اورانیوم را که میتواند به تولید مواد شکافتپذیر برای ساخت سلاح هستهای منجر شود، محدود کرده بود. روز چهارشنبه خبر رسید که جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده، یادداشتی محرمانه در زمینه امنیت ملی تأیید کرده که به دولت پیش روی دونالد ترامپ کمک میکند تا برای مقابله با روابط فزاینده میان ایران، روسیه، چین و کره شمالی آماده باشد. در این سند به همکاری نظامی و فناورانه ایران و روسیه، از جمله تأمین پهپادها و موشکها از سوی ایران و ارسال جنگندهها از سوی روسیه به ایران، اشاره شده است. دونالد ترامپ روز ۱۸ آذر در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» گفته بود که ایران و روسیه در «وضعیت ضعیفی» قرار دارند و این دو کشور به دلیل «وضعیت ضعیف کنونیشان» نتوانستند به حمایت از دیکتاتور سوریه، بشار اسد، بیایند. با آغاز دورهٔ دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، نوع مواجههٔ او با ایران توجه بسیاری را در ایران، آمریکا و خاورمیانه جلب کرده است. برخی تحلیلها حاکی از آن است که ترامپ، اگرچه با مداخلات نظامی و تغییر حکومتها مخالف است، احتمالاً با اعمال فشار حداکثری، به دنبال تضعیف جمهوری اسلامی خواهد بود. ترامپ و نزدیکانش، از جمله اعضای کابینهٔ امنیتی و نظامی او، به دفاع جدی از اسرائیل پایبند بوده و خواهان برخورد قاطع با جمهوری اسلامی هستند. در همین حال، اختلافات پیرامون برنامه موشکی، سیاستهای منطقهای و سازوکارهای نظارتی برجام به چالشهای جدی تبدیل شدهاند. فعالیتهای هستهای ایران نیز شدت یافته و گزارشها حاکی از آن است که جمهوری اسلامی در کمتر از یک ماه قادر به تولید مواد مورد نیاز برای یک بمب هستهای است. تنش بین ایران و اروپا نیز افزایش یافته و احتمال فعالسازی مکانیزم ماشه بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱، به اختلافات بیشتر دامن زده است.
موضوع احتمال گزینش ریچارد گرنل به عنوان نماینده ویژه در امور ایران
دونالد ترامپ، ریچارد گِرنِل را بهعنوان نمایندهٔ ویژه در امور ایران در نظر گرفته است. این موضوع را، پنجشنبه ۲۲ آذرماه، دو منبع نزدیک به رئیس جمهور منتخب ایالات متحده، به رویترز گفتهاند. ترامپ هنوز هیچ اظهار نظر قطعیای دربارهٔ سیاستش در قبال ایران، یا افراد مورد نظرش در این زمینه نکرده است. رئیس جمهوری منتخب آمریکا با انتشار مطلبی در شبکههای اجتماعی دربارهٔ ریچارد گرنل، بدون اشاره به ایران، او را «ستارهای» توصیف کرده که «به جایگاه بسیار بالایی خواهد رسید». خود ریچارد گرنل اما با انتشار مطلبی در شبکهٔ اجتماعی ایکس بدون اشاره به جزئیات، گزارش رویترز دربارهٔ برگزیده شدنش بهعنوان نمایندهٔ ویژه در امور ایران را «اشتباه» خواند. به گفتهٔ یکی از دو منبعی که با رویترز صحبت کردهاند، از هر فردی که به این وظیفه گمارده شود، انتظار میرود که دربارهٔ ایران با کشورهای منطقه و فراتر از آن مذاکره کرده و همزمان، آمادگی تهران برای مذاکرات مستقیم را هم بسنجد. ریچارد گرنل در دورهٔ نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ، به عنوان سفیر آمریکا در آلمان، نمایندهٔ ویژه در مذاکرات صلح صربستان و کوزوو، و مدیر موقت نهاد اطلاعات ملی خدمت کرده بود. پس از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ماه گذشتهٔ ریاست جمهوری آمریکا، از ریچارد گرنل به عنوان یکی از گزینههای جدی برای وزارت خارجه یا نمایندگی ویژه در امور جنگ اوکراین نام برده میشد؛ اما این دو جایگاه به سناتور مارکو روبیو و کیث کیلاگ واگذار شد. مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، در پی قطعیشدن انتخاب مجدد دونالد ترامپ گفته بود جمهوری اسلامی «باید مواجهه و رابطه با ایالات متحده را خودش مدیریت کند». با توجه به افزایش تنش بین تهران و قدرتهای اروپایی بر سر برنامهٔ هستهای ایران و شتاب دوچندان غنی سازی اورانیوم در ایران طی ماههای اخیر، مقام «نمایندهٔ ویژهٔ آمریکا در امور ایران» از اهمیتی بیش از گذشته برخوردار خواهد بود.
فرمانده سپاه پاسداران درباره سقوط اسد گفت بعضیها انتظار داشتند ما به جای ارتش سوریه بجنگیم اما راهها بسته بود
پس از اینکه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی به شکل کم سابقهای به بسته بودن راههای کمک به بشار اسد، رئیس دولت ساقط شده سوریه اذعان کرد، حسن سلامی، فرمانده سپاه پاسداران هم گفت: «همه راههای انتقال ما را به سوریه بسته بودند.» او البته همچون خامنهای ارتش سوریه را موجب سقوط «ستون خیمه محور مقاومت» دانست: «بعضیها انتظار دارند ما به جای ارتش سوریه میجنگیدیم. آیا منطقی است که ما همه سپاه و بسیج را برای نبرد در یک کشور دیگری درگیر کنیم، در حالی که ارتش آن کشور تماشاچی ماجرا است.» سلامی در آخر به کسانی که به گفته او در محافل روشنفکری تبلیغ میکنند «جمهوری اسلامی بازوهای منطقهایش را از دست داده» حمله کرد و گفت: «نه، نظام بازوانش را از دست نداده است.»
برنامهریزی اسرائیل برای «حمله احتمالی مجدد» به جمهوری اسلامی
روزنامه اسرائيلی جروزالم پست به نقل از منابع ارتش اسرائیل گزارش داده است که برنامهریزی دقیقی برای حمله احتمالی مجدد به جمهوری اسلامی در صورت لزوم در حال انجام است. بنابر این گزارش، ارتش اسرائیل روز پنجشنبه گفت که دو حمله گذشته این کشور به جمهوری اسلامی در سال جاری، شانس موفقیت آن را در صورتی که حمله دیگری به آنها ضروری باشد، تقویت کرده است. در آبان ۱۴۰۳، هفتهها پس از موشک پراکنی جمهوری اسلامی ایران، اسرائیل حمله تلافیجویانهای را که مدتها انتظارش را میکشید، علیه مواضع نظامی حکومت ایران آغاز کرد. طبق اعلام ارتش اسرائیل، «حملات دقیق» نیروی هوایی این کشور مکانهای راهبردی نظامی - بهویژه سکوهای پرتاب هواپیماهای بدون سرنشین و موشکهای بالستیک و همچنین مراکز ساخت موشک - را هدف قرار داده است. جروزالم پست مینویسد تازهترین بیانیه ارتش اسرائیل که روز پنجشنبه ۲۲ آذر منتشر شد نشان میدهد که نه تنها پدافند هوایی جمهوری اسلامی نسبت به سالهای گذشته ضعیفتر شده است، بلکه نیروی هوایی اسرائیل معتقد است که تجربه تقابل مستقیم با حکومت ایران، درکش را از چگونگی مدیریت بهتر چنین حملات پیچیدهای در آینده بهطور قابل توجهی بهبود بخشیده است. پیشتر رئیس ستاد دفاع بریتانیا گفته بود اسرائیل در حمله تلافیجویانه ۵ آبان علیه مواضع جمهوری اسلامی، «تقریباً کل سامانه پدافند هوایی» حکومت ایران را منهدم کرده و توانایی حکومت «برای تولید موشک های بالستیک را برای یک سال از بین برده است.»
قطع «بدون اطلاع» برق در ایران، شاهد عینی: از کار و زندگی افتادهایم
قطع مکرر و طولانی مدت برق در شهرهای مختلف ایران، که مقامات جمهوری اسلامی پیشتر آن را «خاموشی برنامهریزی شده» نامیده بودند، زندگی عادی شهروندان را مختل کرده و علاوه بر گزارشهای منابع آگاه صدای آمریکا، روایتهای شخصی متعددی درباره آن در رسانههای اجتماعی منتشر شده است. یک شاهد عینی از تهران روز پنجشنبه ۲۲ آذر به صدای آمریکا گفت که علاوه بر تعطیلی مدرسهها و ادارات دولتی «به بهانه آلودگی هوا»، کار در ادارهها و شرکتهای خصوصی نیز با مشکلات متعددی مواجه شده است و «مشکل فقط آلودگی هوا نیست.» به گفته این منبع آگاه، «قطع مکرر برق در ساعات مختلف شبانهروز به کسب و کارها صدمه زده» و «با قطع اینترنت بر اثر قطعی برق، برای کارمندان نیز دورکاری در این شرایط ممکن نیست.» این منبع همچنین به «قطع آب در پی از کار افتادن پمپها در نتیجه قطع برق در واحدهای آپارتمانی» اشاره کرد و گفت که مقامات حکومتی «با تعطیلی مهدکودکها و مدرسهها، فشار مشکلات روزمره را از خود کم میکنند و بر دوش مادر و پدرهای شاغل میاندازند.» یک شهروند دیگر از تهران در گفتوگو با صدای آمریکا با شرح تجربه در روز پنجشنبه خود، با بیان این که صبح در مراجعه به مطب دکتر با وقت قبلی، «برق رفته بود و کارش انجام نشده»، گفت که پس از آن نیز به دلیل قطع برق و اینترنت «به کلی از کار و زندگی افتادیم.» در حالیکه مشکلات متعدد از جمله بالا رفتن دوباره بهای دلار، احتمال افزایش قیمت سوخت، و بحران کمبود انرژی زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار داده، مسعود پزشکیان، رئیس دولت جمهوری اسلامی، از مردم خواسته که با دولت «همراهی» کنند و دمای خانههایشان را «دو درجه کمتر» کنند. در واکنش به این درخواست، سیامک جوادی اقتصاددان، به فساد مالی در جمهوری اسلامی و کمکهای میلیاردی به نیروهای نیابتیاش اشاره کرده و گفته است: «سوریه ۳۰ میلیارد، حماس ۳۰ میلیارد، حزبالله ۲۰ تا ۳۰ میلیارد به علاوه ۷۷ میلیون دلار دیگر، نزدیک به ۲۰۰ میلیارد مداخلات ارزی، ۱۵۰۰ کشته در سه روز (آبان ۹۸)، هزاران نفر دیگر را هم کشتید و اعدام کردید، مجروح کردید، کور کردید، تجاوز کردید، تقاضای همکاری داری الآن؟» بسیاری از کاربران، علاوه بر قطع ناگهانی برق و مشکلات ناشی از آن، به بالا رفتن قیمت دلار تا ۷۴ هزار تومان نیز اشاره کرده و گفتهاند که حکومت سعی میکند با پیش آوردن مسائل گوناگون، سعی میکند «نفهمیم دلار شده ۷۴ هزار تومان و آلودگی هوا دارد خفهمان میکند.» برخی ناظران نیز به وضعیت نابسامان جمهوری اسلامی در این روزها اشاره کردهاند. از جمله سعید قاسمینژاد، پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها، در ایکس نوشته است که «آلودگی هوا در وضعیت خطرناک و غیرقابل تنفس. دلار در کانال ۷۴ هزار تومان، برق نیست. محور مقاومت متلاشی! فشار حداکثری در حال بازگشت» است. امیرحسین میراسماعیلی، روزنامهنگار، نیز با اشاره به گزارشهای شهروندی از داخل ایران، گفت: «در سوریهای که حکومت آن سقوط کرده؛ نه هوا آلوده است، نه حجاب اجباری است، نه خوانندگی زنان ممنوع است، نه برق قطع میشود، نه زندانی سیاسی دارند، نه مازوت میسوزانند و نه از جیب مردم برای شبهنظامیان خارجی هزینه میکنند، ولی اصلاحطلبان همچنان ایرانیان را از سوریهای شدن میترسانند.» همچنین، روایتهای متعددی از قطع برق در شهرهای مختلف ایران، به ویژه در پایتخت، در رسانههای اجتماعی منتشر شده است. مریم شکرانی، روزنامهنگار، در این زمینه روز پنجشنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «برق قطع شد، پمپآبی که آب را به طبقات بالاتر ساختمان پمپاژ میکند از کار افتاد و آب هم قطع شد. هوای تهران رکورد آلودگی را زده است.» این روزنامهنگار با بیان این که «بهخاطر درآمد پایین مجبور به کار در دو شیفت» است، گفت: «با اینترنت کند و فیلترشکن سروکله میزنم. این گوشهای از زندگی ما است.حرف بزنیم هم میشود سیاهنمایی!» در این حال، قوه قضاییه جمهوری اسلامی با جرمانگاری آنچه «سیاهنمایی» نامیدهاند، آزادی بیان شهروندان و رسانهها را درباره مشکلات و مسائل جاری در ایران محدود کردهاند. یک شهروند دیگر تجربه خود را درباره وضعیت امروز در ایران روایت کرده است: «بیش از یک ساعت است که برق رفته و پدر من بیش از یک ساعت بدون اکسیژن مانده، چون اکسیژنساز با برق کار میکند.» او با بیان این که مقامات جمهوری اسلامی «جز آزار و اذیت کار دیگری» ندارند، برای سران حکومت آرزوی «عاقبت صدام و قذافی» کرده و افزوده است: «با برنامهریزی کامل دارید مردم را میکشید.» همچنین گزارشهای متعددی از قطع سراسری برق در مناطق دیگر ایران، از جمله کرج، تبریز، و اصفهان در رسانههای اجتماعی منتشر شده است. در این حال، وبسایت حکومتی جماران در گزارشی به قطع ناگهانی و بدون اعلام برق در شهرها اشاره کرد و نوشت: «خاموشیهای پاییزه که از ۲۱ آبان تا ششم آذر» با هدف «مدیریت سوخت نیروگاهی» برقرار بود، «دوباره آغاز شده» و «شاهد اعمال خاموشیهای دو ساعته به مشترکان بخش خانگی با عنوان مدیریت سوخت نیروگاهی هستیم.» بنابر این گزارش، «هیچ اعلام قبلی از سوی وزارت نیرو و یا توانیر در خصوص اعمال دوباره خاموشیهای خانگی صورت نگرفته و مردم بدون اطلاع قبلی، با قطع برق مواجه شدهاند.»
اعلام آمادگی قدرتهای اروپایی برای اجرای «مکانیسم ماشه» علیه جمهوری اسلامی
سه قدرت بزرگ اروپایی که به «تروئیکا» معروف هستند، در نامه به شورای امنیت، برای بازگشت فوری همه تحریمهای بینالمللی علیه تهران و فعال کردن دوباره «مکانیسم ماشه» اعلام آمادگی کردند. رویترز روز چهارشنبه ۲۱ آذر دربارهٔ محتوای نامه سفیران بریتانیا، آلمان و فرانسه در سازمان ملل به شورای امنیت گزارشی منتشر کرد. این سه کشور، بیش از دو دهه در مذاکرات هستهای با ایران مشارکت داشتهاند. طبق قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که ۹ سال پیش به دنبال دستیابی ایران و شش قدرت جهانی به توافق برجام صادر شد، کشورها تا اوایل پاییز سال آینده از فرصت اعمال دوباره سازوکار موسوم به «مکانیسم ماشه» برای بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه ایران برخوردارند. در حالیکه جمهوری اسلامی ایران کماکان ساخت سلاح هستهای را رد میکند و مدعی مسالمتآمیز بودن برنامه اتمی خود است، کشورهای غربی تأکید کردهاند یک برنامه هستهای در صورتی که واقعاً غیرنظامی باشد، نیازی به غنی کردن اورانیوم در سطح ۹۰ درصد ندارد. شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای اول آذر قطعنامه مورد حمایت آمریکا و سه کشور اروپایی را تصویب کرد که ایران را به خاطر گسترش فعالیت هستهای و عدم همکاری لازم با آژانس محکوم کرد. این دومین قطعنامه در محکومیت تهران طی شش ماه بود. پس از آن قطعنامه نیز آژانس بینالمللی انرژی اتمی هفته گذشته از چند برابر شدن ظرفیت ایران در غنی سازی اورانیوم در سطح ۶۰ درصد گزارش داد که تا رسیدن به غنای ۹۰ درصدی فاصله کمی دارد. تنها کاربرد اورانیوم با درجه غلظت ۹۰ درصد در ساخت تسلیحات هستهای است. سفیران بریتانیا، فرانسه و آلمان در نامه به تاریخ ۱۶ آذر به شورای امنیت نوشتند ایران باید برنامه هستهای خود را محدود کند تا فضای مناسبی برای پیشرفت معنادار و دستیابی به راه حل از طریق مذاکره فراهم شود. به گفته رویترز، سه کشور «بر عزم خود در استفاده فوری از همه ابزارهای دیپلماتیک ضروری به منظور جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای» تأکید کردهاند. نامه سه دولت اروپایی پس از آن نوشته شد که حدود دو هفته پیش جمهوری اسلامی ایران یک هیئت دیپلماتیک به سرپرستی کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و امور بینالملل در وزارت خارجه را برای گفتوگو با دیپلماتهای اروپایی راهی ژنو کرد. مذاکرات «صریح» یک روزهٔ سوئیس برای کاهش تنشهای منطقهای، از جمله بر سر برنامه هستهای ایران پیش از آغاز به کار دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا، انجام شد. از زمانی که جمهوری اسلامی در مظان اتهام تجهیز هرچه بیشتر روسیه به تسلیحات برای کاربرد در جنگ خود علیه اوکراین قرار گرفته، طرفهای اروپایی در ماههای اخیر موضع سختتری در قبال تهران در پیش گرفتهاند. گزارش تازه آژانس در مورد چند برابر شدن ظرفیت غنیسازی اورانیوم ۶۰ درصدی ایران و فاصله اندک آن تا سطح غلظت ۹۰ درصدی بر نگرانی اروپاییها افزوده است. در صورت بازگشت تحریمهای بینالمللی علیه جمهوری اسلامی، تهران باید تمامی فعالیتهای غنی سازی و بازفرآوری هستهای، شامل تحقیق و توسعه را تعلیق کند و از واردات هر ابزاری که ظن استفاده از آن در برنامه هستهای برود، محروم خواهد شد. این تحریمها نه تنها ایران را از توسعه موشکهای بالستیک با توان حمل تسلیحات هستهای منع میکند، بلکه شامل اعمال دوباره تحریمهای تسلیحاتی از نوع متعارف آن نیز خواهد بود. کشورهای جهان نیز ملزم خواهند شد هر نوع محموله ارسالی به ایران را بازرسی کرده و از حق توقیف هر محموله شامل ابزار و تجهیزات ممنوعه برخوردار خواهند بود. عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، بلندپایهترین مقام تهران است که روز ۸ آذر از احتمال «تغییر ماهیت برنامه هستهای» در صورت بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه سخن گفت. اظهارات او به هشدار نسبت به احتمال گام برداشتن ایران در مسیر ساخت سلاح اتمی تعبیر شد.
توافق جمهوری اسلامی برای تقویت نظارت آژانس در فردو
در این میان خبرگزاری رویترز مینویسد یک گزارش محرمانه جدید آژانس بینالمللی را مشاهده کرده که حاکی از توافق جمهوری اسلامی با این نهاد بینالمللی برای تقویت اقدامات نظارتی بر فعالیتهایش در سایت فردو است. آژانس در گزارشی به اعضای خود گفته است ایران در نظر دارد سرعت غنی سازی اورانیوم در سایت فردو را چندین برابر کند، اما جمهوری اسلامی همچنین با درخواست آژانس برای افزایش دفعات و شدت اجرای اقدامات پادمانی در این سایت نیز موافقت کرده است. روز چهارشنبه، درباره کلست نظارتهای بیششتر، کاظم غریب آبادی، معاون امور حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه با انتشار پیامی در شبکه ایکس گفته است «ایران متعهد به تعهدات پادمانی خویش است و مادامی که تحریمها برقرار باشند، نظارتهای بیشتری را که فراتر از تعهدات مقرر خود است، نمیپذیرد.»
نمایندهٔ مجلس: دولت قادر به تأمین منابع پرداخت وام ازدواج نیست
یک عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی میگوید علیرغم اینکه ۴۰۰ هزار نفر در نوبت وام ازدواج قرار دارند، دولت بهدلیل «ناترازی پولی» نتوانسته منابع لازم را برای پرداخت وام به آنها تأمین کند. به گفتهٔ هادی محمدپور، در لایحهٔ بودجه سال ۱۴۰۴ مبلغ ۳۷۵ هزار میلیارد تومان بودجه برای وامهای فرزندآوری، اشتغال و ازدواج پیشبینی شده، اما بانکها همچنان برای پرداخت وامهای ازدواج مشکل دارند. این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در مورد پذیرش حساب یارانهٔ افراد بهعنوان وثیقهٔ وام ازدواج نیز گفته است که چنین چیزی در صحن مطرح نشده است، اما «قبول دارم مردم برای ضمانت وامهای با ارقام پایین هم مشکل دارند». اظهارات او و دیگر مقامهای رسمی در ایران نشان میدهد دولت بهدلیل کسری بودجه، در پرداخت وام ازدواج با مشکل مواجه شده است. همزمان با این اظهارات گزارشهای رسانههای داخلی ایران نشان میدهد در ماههای اخیر برخی متقاضیان وام ازدواج برای ثبتنام در سامانه «تسهیلات قرض الحسنه ازدواج» نیز با مشکل مواجه شدهاند. این دسته از متقاضیان پس از چند هفته تلاش حتی به مرحلهٔ «معرفی به شعبه» و انجام مراحل بانکی هم نرسیدهاند. این در حالی است که تأکید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی بر موضوع ازدواج و فرزندآوری در سالهای اخیر، این سیاست را به یکی از اولویتهای اصلی جکومت تبدیل کرده و دولت برای رسیدن به اهداف جمعیتی خود وعدههای بسیاری داده و طرحهای متعددی را ارائه کرده که شامل معافیتهای مالیاتی و پرداخت وام میشود. بر اساس مصوبهٔ مجلس شورای اسلامی، بانکها باید به زوجهای جدید زیر ۲۵ سال ۳۵۰ میلیون تومان و به سایر زوجها ۳۰۰ میلیون تومان تسهیلات بدهند. اما افزایش فشارهای اقتصادی بر مردم در سالهای اخیر این وام را از نظر مبلغ و سود پایین، به یکی از جذابترین وامهای موجود در ایران تبدیل کرده تا جایی که عدهای این وام را مسبب «افزایش ازدواجهای صوری و ازدواج برای کسب وام» و «خرید و فروش تسیلات بانکی در بازار سیاه» میدانند. علاوه بر این، وام ازدواج با وجود جذابیت برای متقاضیان، دستکم در دو سال اخیر برای همه زوجهای جوان به موقع در دسترس نبوده است. در شرایطی که دولت به جوانان وعده دریافت وام ازدواج میدهد، بانکها میگویند برای پرداخت تسهلات با مشکل مواجه شدهاند. نگاهی به وضعیت بانکها نیز نشان میدهد تسهیلات تکلیفی دولت، بانکها را با مشکل مواجه کرده و آنها گاهی به همین دلیل در مسیر پرداخت وام مانعتراشی میکنند. در تیرماه امسال زیان انباشتهٔ سیستم بانکی ایران به بیش از ۳۷۰ هزار میلیارد تومان رسید که بیش از نصف میزان درآمد نفتی پیشبینی شده در بودجه امسال است. هرچند وضعیت وخیم بانکهای ایران قدرت تسهیلاتدهی آنها را کاهش داده اما برخی گزارشها نشان میدهد بانکها به دلیل «سود پایین» و «تکلیفی بودن» تمایلی به ارائه وام ازدواج ندارند. بر همین اساس بسیاری از متقاضیان بهدلیل شرایط سخت تأمین ضامن از دریافت این وام بازماندهاند. گزارشهای رسمی نشان میدهد بانکها علاوه بر اینکه تمایلی برای پرداخت این وام ندارند، منابع خود برای تسهیلات را به اولویتهای دیگری اختصاص میدهند. شهریور ماه امسال انتشار یک گزارش از وضعیت توزیع وامهای کلان بانکها نشان داد که آنها حجم قابل توجهی از توان وامدهی خود را به «کارمندان و زیرمجموعههای خود» اختصاص میدهند. اظهارات مقامهای رسمی و آمارها نشان میدهد وضعیت سخت اقتصادی و کسری بودجه دولت در مشکل تأمین وام ازدواج بهطور جدی اثرگذار بوده است. درآمدهای نفتی ایران بهدلیل تحریمهای بینالمللی در سالهای اخیر تحت تأثیر قرار گرفته و افزایش مخارج نظامی نیز قدرت اقتصادی دولت را تحت تأثیر قرار داده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، ششم آذرماه گفته بود: «زمانی که دشمنان تهدید میکردند میگفتیم نفتمان را به روی شما میبندیم امروز کدام نفت را میبندیم؟ کدام بازار را داریم؟»؛ اظهاراتی که نشان میدهد دولت ایران در ماههای اخیر بیش از گذشته در تنگنای مالی شدید قرار گرفته است.
اتحادیه اروپا با عضویت کامل بلغارستان و رومانی در منطقه شنگن موافقت کرد
اعضای اتحادیه اروپا موافقت کردند دو کشور بلغارستان و رومانی از اولین روز سال میلادی ۲۰۲۵، (۱۲ دی امسال)، کنترل مرزهای زمینی را برداشته و در منطقهٔ تردد آزاد این اتحادیه ادغام شوند. دولتهای صوفیه و بخارست که از سال ۲۰۰۷ عضو اتحادیه اروپا شدند، پس از سالها مذاکره اوایل بهار امسال به منطقه موسوم به شنگن پیوستند و کنترلهای مرزی از سفرهای دریایی و هوایی حذف شد، ولی بهدلیل برخی مخالفتها، عمدتاً از سوی اتریش، بازرسیهای مرزی زمینی همچنان برقرار بود. دولت وین بازرسیهای مرزی زمینی برای جلوگیری از ورود مهاجران غیرقانونی را که ممکن است بعد از این دو کشور وارد سایر کشورهای اروپایی همچون اتریش شده و بر موج مهاجران یک دهه اخیر افزوده شوند، کافی نمیدانست. اما بر اساس تصمیم ورزای کشورِ عضو اتحادیه اروپا در نشست روز پنجشنبه ۲۲ آذر، اتریش نیز از مخالفت خود دست کشید. خبر ادغام عملی بلغارستان و رومانی از اول ژانویه ۲۰۲۵ در منطقه شنگن، از سوی مجارستان که ریاست نوبتی اتحادیه اروپا را در دست دارد، اعلام شد. مجارستان این تصمیم را «پیروزی برای بلغارستان، رومانی و تمام اروپا» نامید. مارسل چیولاکو، نخست وزیر رومانی، با استقبال از این تصمیم آن را یک منفعت بزرگ برای اقتصاد کشورش نامید و به فراهم شدن امکان سفر سریعتر میلیونها شهروند رومانی برای سفر در منطقه شنگن اشاره کرد. بیش از ۴۲۰ میلیون نفر از ساکنان اروپا در حوزهٔ شنگن قرار دارند که جابهجایی آسان آنها بدون موانع مرزی در شکوفایی اقتصاد و گردشگری نقش دارد. لغو بازرسیهای مرزی زمینی به ویژه در اوج فصل گردشگری اهمیت دارد زیرا شرکتهای حمل و نقل بهره بیشتری خواهند برد، وضعیت لجستیک بهبود مییابد و هزینههای کسب و کارها کاهش خواهد یافت. مرزهای زمینی یک گلوگاه بزرگ برای بلغارستان و رومانی بود و به گفته اتحادیه کامیونداران رومانی، رانندگان خودروهای سنگین گاه ۸ تا ۱۶ ساعت در مرز با مجارستان و ۲۰ تا ۳۰ ساعت در مرز با بلغارستان منتظر میماندند. این معطلی در این مرزها گاه روزها هم طول کشیده بود. در حال حاضر حدود ۳.۵ میلیون نفر ساکن حوزه شنگن روزانه از جابهجایی آزاد بدون بررسی مدارک هویتی از پرتغال در غرب تا یونان در شرق، از ایسلند در شمال تا مالت در جنوب، بهرهمند هستند. منطقه شنگن سال ۱۹۸۵ ابتدا با ابتکار ۵ دولت فرانسه، آلمان، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ برای سفر بدون مانع شهروندانشان بین خاک این کشورها ایجاد شد و تا پیش از پیوستن بلغارستان و رومانی به آن به ۲۳ کشور از ۲۷ عضو اتحادیه اروپا گسترش یافته بود. در حالی که افزایش پهنه منطقه شنگن یک پیروزی برای اتحادیه اروپا تلقی میشود، در برخی از کشورها مانند مجارستان، لهستان و اتریش زیر فشار افکار عمومی خود که مخالف مهاجرت غیرقانونی هستند و دولتهایشان نیز از تروریسم و افزایش فشار بر بار زیرساختهای امنیت ملی خود نگران هستند، بحثهایی برای خروج از شنگن در جریان است. در سالهای اخیر اروپا با چالشهای امنیتی زیادی روبهرو بوده است؛ از حملات تروریستی در شهرهای بزرگی مانند پاریس و بروکسل گرفته تا تهدید مداوم از سوی باندهای سازمان یافته بزهکاری و قاچاق مخدر و ترافیک انسان. با وجود مقررات شنگن، کشورهایی مانند فرانسه و اتریش هر از گاهی کنترلهای موقت مرزی را برقرار میکنند. دانمارک نیز در ۸ سال اخیر از روی نگرانیهای امنیتی مرزهای خود را بیشتر رصد میکند.